|
سوختم در هجر ليلي راه وصلي وا كنيد
كفتري با نامهاي يا قاصدي پيدا كنيد
كلك ياران از وفا هرگز نميجنبد مرا
از زبان كلك ليلي نامهاي انشا كنيد
كوچۀ ني بزم رسم دختران شعله نيست
خامۀ قلب من از مژگان خون بالا كنيد
گرچه از آواز هجران ديدهام خون ميچكد
شوق آن دارم كه با خون حكم من امضاء كنيد
گر ز هجر و عشق و يار و دل نوشتن مشكل است
صفحهاي از سينۀ داغ آشنايم وا كنيد
تا بيايداز دل من در بيابان يك اثر
نامهاي از داغ دل در نزد آن ليلي كنيد
در هجرانم اگر بيش از حساب است و شمار
قمقطار كاروان ريگ اين صحرا كنيد
گرچه مي-دانم جواب نامهام رداست و تيغ
راضيم، از عشق او هر دم مرا رسوا كنيد
كاروان شعر قائم را به شبهاي جنون
همرهي با چشم آن ماه فلك پيما كنيد
× ادامه مطلب ×
+
| نوشته شده در: ۱۸ آذر ۱۳۸۸ توسط: يداله قائم پناه
نظرات (1)
|